۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵ - بر اساس مطالعه ی جدید منتشر شده در مجله Physiological Measurement، سطح بالای HbA1c با افزایش سختی عروق و اختلال در تنظیم خودکار جریان خون مغزی در بیماران مبتلا به سکته لاکونار میکروآنژیوپاتیک مرتبط است. این یافته ها نشان دهنده ارتباط مکانیسمی بین هایپرگلایسمی مزمن و سکته مغزی هستند.
این مطالعه بر روی ۹۴ بیمار (۲۷زن و ۶۷مرد) با میانگین سنی ۷۲.۵سال که دچار سکته لاکونار[1] حاد و ایزوله شده بودند، تمرکز داشت. با انتخاب دقیق این گروه، تأثیر اندازه انفارکتوس بر تنظیم خودکار دینامیک مغزی(dCA) به حداقل رسید-dCA توانایی مغز در حفظ جریان خون پایدار با وجود تغییرات فشار خون است.
برای بررسی عملکرد عروق مغزی، پژوهشگران دو شاخص مهم از تنظیم خودکار جریان خون مغزی (dCA) را اندازه گیری کردند:
· فاز (Phase): این شاخص نشان می دهد که تنظیم جریان خون مغز چه زمانی اتفاق می افتد. به عبارتی، مغز چقدر سریع می تواند خودش را با تغییرات فشار خون هماهنگ کند. اگر فاز مناسب باشد، یعنی مغز به موقع واکنش نشان می دهد.
· ضریب پاسخ (Gain): این شاخص نشان می دهد که عروق مغزی چقدر توانایی دارند تا تغییرات فشار خون را خنثی کنند. اگر بهره بالا باشد، یعنی عروق سفت تر هستند و انعطاف پذیری کمتری دارند؛ در نتیجه نمی توانند به خوبی فشار خون را تنظیم کنند.
برای اندازه گیری این دو شاخص، پژوهشگران از روشی به نام تحلیل تابع انتقال بهره گرفتند. این روش با بررسی نوسانات طبیعی فشار خون و سرعت جریان خون در شریان های مغزی میانی، نحوه واکنش مغز به تغییرات فشار خون را تحلیل می کند و میزان توانایی آن در حفظ جریان خون پایدار را مشخص می سازد.
بیماران بر اساس سطحHbA1c به سه گروه تقسیم شدند:نرمال(کمتر از ۵.۷ درصد یا کمتر از ۳۹ میلی مول بر مول)؛ پیش دیابتی(۵.۷–۶.۴ درصد یا ۳۹–۴۶ میلی مول بر مول)؛ دیابتی(۶.۵ درصد یا بیشتر، یا بیش از ۴۶ میلی مول بر مول)
تصویربرداری MRI برای درجه بندی شدت بیماری عروق کوچک با استفاده از مقیاس Fazekas انجام شد و پارامترهای بالینی معمول نیز ثبت گردید.
یافته ها نشان دادند که فاز و ضریب پاسخ تفاوت قابل توجهی در گروه های مختلفFazekas نداشتند، که نشان می دهد بار کلی بیماری عروق کوچک قابل مشاهده در MRI نمی تواند تغییرات dCA را توضیح دهد.
فاز در تمام گروه ها پایدار باقی ماند، اما ضریب پاسخ به طور پیوسته از بیماران با HbA1c نرمال تا دیابتی افزایش یافت، به ویژه در نوسانات با فرکانس بسیار پایین(۰.۰۲–۰.۰۷هرتز، p=0.02). روند مشابهی، هرچند با قدرت آماری کمتر، در محدوده فرکانس پایین(۰.۰۷–۰.۲۰هرتز، p=0.07) مشاهده شد. همچنین، این ارتباط ناشی از تفاوت در فشار خون سیستمیک یا سطح دی اکسید کربن نبود، بلکه به تغییرات ذاتی عروقی مرتبط با تنظیم گلوکز اشاره دارد.
این مطالعه افزایش ضریب پاسخ را به عنوان نشانگر سختی عروقی تفسیر می کند که به نوبه خود نشان دهنده اختلال در تنظیم خودکار مغزی است. در مجموع، این نتایج شواهد مکانیسمی برای ارتباط بین هایپرگلایسمی مزمن، اختلال عملکرد عروقی و سکته مغزی میکروآنژیوپاتیک ارائه می دهند.
در نهایت، این مطالعه اهمیت کنترل بلند مدت قند خون را تقویت می کند. سطح بالای HbA1c نه تنها نشان دهنده خطر دیابت است، بلکه ممکن است به عنوان هشدار اولیه برای سختی پنهان عروق مغزی عمل کند که می تواند بیماران را مستعد سکته های مکرر عروق کوچک کند.
منبع:
https://medicaldialogues.in/neurology-neurosurgery/news/high-hba1c-linked-to-vascular-dysfunction-in-lacunar-stroke-suggests-research-155598
[1]سکته لاکونار نوعی سکته مغزی ایسکمیک است که در اثر انسداد عروق کوچک و عمقی مغز رخ می دهد و معمولاً نواحی مثل تالاموس یا پل مغزی را درگیر می کند. این نوع سکته اغلب ناشی از فشار خون بالا یا دیابت است و علائم موضعی و خفیف تری دارد. با وجود اندازه کوچک، می تواند نشانه ای از آسیب گسترده تر به عروق مغزی باشد و خطر سکته های مکرر را افزایش دهد.